۱۳۸۹-۰۳-۲۸

گفت از کجایی؟ گفتم ایران. گفت شت. گفتم تو از کجایی؟ گفت بوسنی. یادم افتاد به وقتی سوم یا چهارم دبستان بودم. یک چادر زده بودند توی حیاط مدرسه‌مان که جمع‌آوری کمک برای بوسنی هرزگوین. نمی‌دانم چه اصراری داشتند که دارو ببریم. و مدام تاکید می‌کردند شیشه‌های قرص و دوای باز نشده!
قرص‌های مادربزرگم را کش رفتم که پیش بچه‌ها کم نیاورم.
مادربزرگ همان سال از مرضی که آخرش نفهمیدیم چیست مرد.
جوابش دادم: آره! شت!!!

۳۴ نظر:

  1. برای هر تنی امکان به وجود امدن جای شلاق هست

    چون تمام تن ها خون دارند!!!!

    یعنی همه میتوانند لذت را ببرند

    پاسخحذف
  2. یادمه دار و ندارمو می ریختم توی قلک ومیدادم به همین چادرهایی که گفتی ...

    پاسخحذف
  3. تا اطلاع ثانوی هیچ چیز به هیچ چیز ربط ندارد. «خودم»

    فقط نمیدونم اطلاع اولیش کی بود!

    پاسخحذف
  4. هی رفیق داغ دلمان را تازه کردی..شت!

    پاسخحذف
  5. درود

    آره شيت ! اما.. چيزي نوشته ايد كه زبان آدم را بند مي آورد. نمي توان گفت كه احساس بچه گانه شما در آن زمان غلط بوده و نه جمع آوري كمك.
    بايد پذيرفت ، آنچه را كه هست [متاسفانه] .....

    پاسخحذف
  6. سلاااااام
    آخي ! خدا رحمت كنه ايشون رو .
    چرا اين كارو كردي اخه ؟
    ولي ببين چند سال ديگه همين كشورهاي كه از ما كدايي مي كنن مثله ونزوئلا براي ما شاخ ميشن و ايران تحمشون هم نميشه !!

    پاسخحذف
  7. چچنی ها مگر مسلمان نبودند؟در دارفور 200000نفر کشته شده اند و 5 میلیون آواره ولی حکومت ایران فقط صدایش برای بوسنی در آمد. راستی چه کسی فهمید دلیل حمایت از مسلمان های بوسنی چه بود؟ فکر کنم چشم آبی های بوسنی دل مقامات ایرانی را برده بودند.شما دلیل دیگری دارید؟
    آخرش هم آمریکایی ها به خاطر تلاشی که برای صلح در بالکان کردند قهرمان بوسنیایی ها شدند. ما هم برای مردم بوسنی همان جنوبی کله سیاه که بودیم ماندیم.
    بوسنی از کشورهایی بود که در قطع نامه جدید سازمان ملل علیه ایران رای مثبت داد. واقعا شت.

    پاسخحذف
  8. نوشتت دور بود مریمی ! دور ! از احساسم !

    پاسخحذف
  9. خاک بر سر ملتی که اوون سالها کُردهاش از وبا و طاعون می مردن و داروهای مادربزرگ راهی سرزمینی می شد که حتی اهالیش نمی داستن ایران کجاس...

    پاسخحذف
  10. خانم برو دعا كن هميشه داشته باشيم كه بتونيم به همه دنيا كمك كنيم . بدهستش مگه حالا تو راحت توي خونه ات با رايانه ور بري و بازي كني و چت كني و وقت بگذروني اين همه از شكم سيري و داشتن كه بعضي مواقع من و شما قدرش را نميدونيم حرفهاي گنده ميزنيم .. به قول قديميها گشنگي نكشيدي عاشقي از يادت بره . اره برو خدا را شاكر باش

    پاسخحذف
  11. آره دیگه
    حالا بوسنی برای ما شده کشور پیشرفته!!

    پاسخحذف
  12. چه اسم با مسمایی داری حزب‌اللهی :))
    فعلا که شما عاشقتری! یه جوری نوشتی انگار پول گشنگی نکشیدن منو بوسنی هرزگوین داده!!!

    پاسخحذف
  13. مریمی شت به چی؟ به پاکی آسمون بچهها؟ به نفرت از ترور و مرگ و درد؟شت به مرزای جغرافیایی و سیم خار دارهاشون که به توهمشون معتاد شدیم!

    پاسخحذف
  14. آقایی کرده نگفته ف...ک! بس که شکر خدا نام نیک داریم این ور و آن ور

    پاسخحذف
  15. "خانم برو دعا كن هميشه داشته باشيم كه بتونيم به همه دنيا كمك كنيم"

    اینجا منظور شاعر از "همه" لبنان، فلسطین و دیگر نقاط تغذیه ی بحرانِ روسایش بوده است منتها در لفافه بیان کرده که ظرافت ک.س.شعرش فزونی یابد.

    "بد هستش مگه حالا تو راحت توي خونه ات با رايانه ور بري و بازي كني؟"

    در این خط شاعر بازی های عاشقانه ی خودش را، که شب ها با تصاویر پورن اسلامی تا پاسی از شب بدان مشغول است، به زبانی شیوا بیان کرده است.

    "چت كني و وقت بگذروني اين همه از شكم سيري و داشتن"

    در این جا شاعر به خوار ادبیات فارسی، با آوردنِ "این همه" در جای نامناسب، بی رحمانه تجاوز کرده است. از طرفی با استفاده از الفاظی مانند "شکم سیری" و "داشتن" در مملکتی که همه گشنه اند و ندار، ندانسته مخاطبان خود را از دست داده و احتمالا اگر دست مخاطبان بدو برسد خشتکش پرچم خواهد شد.

    "بعضي مواقع من و شما قدرش را نميدونيم حرفهاي گنده ميزنيم"

    در این قسمت شاعر پس از حراج کردن خشتک خود در بخش پیشین به سیم آخر زده و ک.و.ن خود را به تاراج داده است. چراکه دقیقا اشاره نکرده چگونه باید قدر گشنگی، خانه به دوشی، بی کاری، کشتار، شکنجه، تجاوز، اسارت، خفقان، کثافت و لجنی را که خود و هم کیشانش به ارمغان آورده اند دانست؟

    "به قول قديميها گشنگي نكشيدي عاشقي از يادت بره"

    در آخر پاسخ این طنز شاعر را باید با این سخن داد که:
    حزبل جان وقتی ملت تو میدون توپخونه به طرز خیلی توپی ک.و.نت گذاشتند، شاعری یادت میره!

    پاسخحذف
  16. Shit with special shitty sauce n shittier side dish

    پاسخحذف
  17. فکر کنم جواب شهریار میشه شت به جوونی مون که داره تو شلاق خشونت بار این خاک به فنا می ره.
    و صد البته اونایی که گفت که شت نداره.

    پاسخحذف
  18. واژۀ ایران کلاً ولتاژ برق بالایی داره که بعضی از دوستان سایر ملل رو می گیره، حالا یکی از این برق گرفتگی میگه Shit
    یکی میگه: Ohh Okay!
    چشمایه بعضیا گرد میشه و میگن: aaw REALLY؟

    این قدرت شوک وارد کردن به خارجی جماعت رو مدیون حاکمان عادل و صالحمون هستیم به اضافۀ فرهنگ غنی و پیچیدۀ خودمون...دست کم نگیرش رفیق!

    پاسخحذف
  19. شت هم شد فحش بابا یه فحش ترکی بارش می کردی ازون پرملاتهاش !

    پاسخحذف
  20. یاد کودکی ها افتادم.نمی دانم چرا در آن روزها شعاری دیوانه وار سر می دادم که با عکس العمل بزرگتر ها مواجه می شد:
    بوسنی هرز گوین را اعدام باید گردد...!

    پاسخحذف
  21. لعنت به تو
    و
    این واژه های مسخ کننده ات لعنتی!

    پاسخحذف
  22. شت وقتی گفتن داره که توی آژانس رای مثبت بدن به قطعنامه!همین بوسنی ها!

    پاسخحذف
  23. سلام ممنون از دعوتت

    پاسخحذف
  24. بي پدر خودشيفته۶ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۰۲

    يه چيز جالب كشف كردم:
    توي لينكات اونايي كه رنگشون تيره مي شه يعني الان توي وبلاگتن يا كلا آن لاين هستن؟
    ديدم اسم من و يه آدمي كه ازش متنفرم تيره شده! سلام رفيق چندش آور. اينجا هم كه هستي!
    براي خودت:‌تو هم مث خودم دختر پرروي تخسي بودي آبجي. دمت گرم.

    پاسخحذف
  25. حالا از کجا میدونی حتما مسلمان بوده ؟ شاید از صربهای بسنی بوده

    پاسخحذف
  26. مریم جان شما میگی بوسنی؟؟
    مگه عراق رو یادتون رفته. وقتی می مردن میگفتن هلاک شدن حالا میگن شهید شدن
    کجایی که توی شهرهای جنوبی الآن ماشینهای ترانزیتی به مقدار فراوان دارند نفت و گاز میبرن مجانی!!!!

    پاسخحذف
  27. پارسال واسه یه بیزنس کوچیک گذرم به یکی از شهرهای چین افتاده بود. ناچار بودم یه حساب تو یکی از بانکها باز کنم تا مبلغی پول به حسابم واریز بشه. با دیدن ملیتم تو پاسپورت، هیچ بانکی حاضر نمی شد این کار رو واسه م بکنه. حتی هیچ بانکی واسه م دلار اکسچینج نمی کرد. با کلی دوز و کلک موفق شدم تو یه بانک خصوصی که فقط یه شعبه داشت، یه حساب باز کنم.
    تحویلدار ازم پرسید: ملیت؟ گفتم: میدل ایسترن!
    تکرار کرد: کجا؟ جواب دادم: پرژیا!
    باز گفت: چی؟ کجا؟ گفتم: یه کشوری در شمال خلیج فارس، بین پاکستان و ترکیه!
    گفت: او او! یس. گرفتم.
    اون روز کلی مسببین این قضیه رو از ته دعا کردم.

    پاسخحذف
  28. یارو کلاس زبان میرفته، تو کلاس بود، بهش خبر میدان، فلانی‌! بابات مرد.
    میگه: اوه شیت!

    پاسخحذف