نشستهام بالای دستگاه بخور و پتو را خیمه کردهام روی سرم که اینها را مینویسم. اولش فکر کردم که باز خودم را با نوشتن درمان کنم. بعد گوشی را برداشتم و آدرس بلاگر را وارد کردم. لیست نوشتههای قبلی باز شد. کمی برام عجیب بود. بدون زحمت پسورد؟ ظاهرا تکنولوژی خیلی پیشرفت کرده. عجب! پست آخرم را باز کردم. عجب منبری رفته بودم. دلم برای بنارس تنگ شد. چه زندگیای کردم. چقدر کیف داشت که یک جفت دمپایی بندازی به پات و لخ لخ راهت را بکشی به هر جا که دلت خواست، مستراح، دانشگاه، معبد، عروسی ... وارد شوی و هیچکس تخمش نباشد که تو چه پوشیدهای و بالاخص اینکه خودت به یک تخمکت نباشد که بدون سوتین ممهات تکان تکان میخورد و ملت نگاه میکنند. اغراق نکنم حالا، با تیشرت نمیشود به برخی معابد رفت، شورت یا دامن کوتاه اصلا دیده نمیشود مگر اینکه خارجی سربههوایی باشید. در بسیاری از شهرها دختران هندو صورتشان را با شال کاملا میپوشانند و از مزایای ناشناسی حجاب اسلامی بهره میبرند که البته ما هم این تنها مزیتش را میپسندیم. اما در مجموع هند قانونی در تداخل با قوانین پوششی من نداشت و راضی کننده بود)...
حدس می زدم تو امروز بنویسی مریم
پاسخحذفدقيقا ً بر عكس شما
پاسخحذفمن هميشه از روي اين موزاييك ها رد مي شوم
راه رفتن بر روي اين موزاييك ها حس خوبي به من منتقل مي كند
گويي هر قدم تلنگري مي شود تا قدر چشمانت را بيشتر بدان
كف كفشان من نرم است و قلقلك ملايمي را از پس هر قدم احساس مي كنم
سختي كفش ما سبب چنين چيزي شده
بریل!!!!
پاسخحذفخیلی خوب بود.
موزاییک ها هم فال می گیرند
پاسخحذفنگاهشان کن خودشان فالت را می گیرند
شاید هم حرفی در تمام شکستگیشان برای گفتن داشته باشند
کافیه به میزان مثبت با منفی بودن تفکرت تو اون روز فکر کنی فالت اونه
پاسخحذفداري شاعر مي شي ها! مراقب باش آبجي. فال و فالگيري رو بذار كنار. برو پي داستان نويسي.
پاسخحذفسلام
پاسخحذفشرمنده دیر جوابتو دادم منبع: کتاب خسی در میقات آل احمد
لایک
پاسخحذفشرط میبندم موزاییک های پیاده روی خیابون انقلاب رو میگی
پاسخحذفبرويم خط بريل ياد بگيريم كه بتونيم صب تا صب فال پياده رو بگيريم.
پاسخحذفاينا از كجا به ذهنت ميرسه؟؟؟
ترانه اي براي محاکمه
پاسخحذفهر چند نيمه تمام
دکلمه اي هم هست
نان بياوريد
قسمت کنيم
آيات زميني
همیشه یک فال در می آید:
پاسخحذفنرو نرو نرو ...
نمي دانم سنگ فرش هاي كجا را مي گويي. اما من هر وقت در خيابان ولي عصر قدم مي زنم همين احساس به من دست مي ده !
پاسخحذف