سیمای زنی در دوردست
همهی هزار بار دیگری را هم که سیگار به دست با بیخیالی و یلگیای که مال خودم نیست، از وسط این پارک رد بشوم، "ملیکا جون" که هشتاد- نود درصد آدمهایی را که به اسم میشناسندش، اصلا نمیشناسد برای هزار بار دیگر با "خ" مشدد خواهد گفت: آخی بمیرم. تو هم مثل من آوارهای؟
كاش ...
پاسخ دادنحذفمن جاي ماتي زندگي ميكنم گرچه اينجا نيست
پاسخ دادنحذفاما تفاوت زيادي ندارم
باید خوب بوده باشه، من هم می خوام!
پاسخ دادنحذفبله گاهی آدم جایی زندگی کرده قبل و بعدش خیلی مهم نیست
پاسخ دادنحذفمریمی عزیزم ! نمی دونی ! اومده بودم تا اینجا برات بنویسم ، که اینجا مثل ابر نمی شه ! اومده بودم تا بهت هی! بزنم، تا حواست باشه ! اما به این عکس که رسیدم و جمله ای که نوشته بودی مست شدم مریمی ! یعنی خیلی مست ! منم خیلی اوقات به جایی می رسم یا به کسی که گویی دیدمش زمانی ! باید بگم : تو مرا مانی به عینه ! من تو را مانم درست!
پاسخ دادنحذفاینجا خوبه ! دیگه نمی گم مثله ابر نمی شه !
مریمی بیا این معما رو تو وبلاگم حل کن
پاسخ دادنحذفاین نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
پاسخ دادنحذفآه كردستان
پاسخ دادنحذفآه زخم هميشه
سلام
به ليزاوتا هم مي رسيم چرا عجله مي كني
جوینده جان. امکان دستکاری نظرهای گذاشته شده توی بلاگ اسپات وجود نداره. ناچاریم از حذف
پاسخ دادنحذف:)
بچه کردستان خداست همین را همش گرفتی؟
پاسخ دادنحذف