۱۳۹۳-۰۱-۳۱

زن ملوان زبل

توی آگوست:اوستیج کانتی، یه پیرمرد نویسنده هست که واسه زن دراگیش با بازی عالی مریل استریپ یه پرستار استخدام می کنه و یه پولی براش میذاره و با یه قایق داغون میره دریا. با کاری که من پیدا کردم اگه قرص مرصا امون بدن حدسم اینه که تا دو سه ماه دیگه یه شیش هفت ملیونی دستم بیاد. خوشبختانه زنم پرستار لازم نداره. دراگی نیست. یعنی اصن زن ندارم. بعد اون شیش هفت ملیونو نصف می کنم بین دو تا آدمی که این چند سال هوای منو داشتن و یه جورایی جمع و جورم کردن. پنجاه تومنشم ورمیدارم میرم دریای خزر شنا. چون قایق ندارم. اینقدر شنا می کنم تا برسم به اون خطی که آسمونو از دریا جدا می کنه. اگه ماهیچه‌های ضعیفم یاری کنن.
 یه جور ناجوری از خودم بدم میاد. خیلی تنهام. دوستامو روندم از خودم. حالا همچین دوستیم نبودن. تخممه کلا. یعنی بد اومدن از خودم ربطی به اون نداره. اتفاقا اونا منو این مدلی که هستم دوست دارن. دلیلشم همینه دیگه. بعدش یهویی به سرم زد برم کنکور ارشد زبانشناسی بدم یه دانشگاه خوب قبول شم (تو این چیزا خوبم. آسون ترین کار دنیا اینه که دراز بکشی کتاب بخونی) بعد اپلای کنم یه کشوری اروپای شرقی. هوپفولی چک. بعد رفتم منابعشو سرچ کردم. کلا 500 تومن پول کتابش میشه و من نمیخوام هیچ ضرری به اون دو تا دوستی که قراره شیش هفت ملیون براشون بذارم وارد بشه (کس گفتم. مساله همون گشادیه). بعدشم شیش تا منبع گنده ش اینگیلیسیه. منو می شناسید دیگه دو صفحه می خونم و خدافظ. موکدا از خودم بدم میاد. از قیافه م و ظاهرم و درونم.از این همه ضعیف بودنم. ولی اونقدریم هم‌نکشیدم که بخوام چیزی رو عوض کنم. میگن اول سال سنجد بخوری خیلی به کاره. که خب من نداشتم. خب روزا با همدیگه فرقی ندارن.  هر چی هر روز سنجد داری اول سال هم داری. واللا.
دارم باش حرف می زنم نشسته اسفناج خورد می کنه. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر